مهديس (فاطمه)مهديس (فاطمه)، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 18 روز سن داره

همچون ماه

فرشته کوچولو

او آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسيد:(( مي گويند فردا شما مرا به زمين ميفرستيد اما من به اين كوچكي و بدون هيچ كمكي چگونه ميتوانم براي زندگي به آنجا بروم؟)) خداوند پاسخ داد :(( ميان تعداد بسياري از فرشتگان من يكي را براي تو در نظر گرفتم او از تو نگهداري خواهد كرد.)) اما كودك هنوز مطمئن نبود كه ميخواهد برود يا نه:(( اما اينجا در بهشت من هيچ كاري جز خنديدن و آواز خواندن ندارم و اينها براي من كافي هستند.)) خداوند لبخند زد:(( فرشته تو برايت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد . تو عشق او را احساس خواهي كرد و شاد خواهي بود.)) كودك ادامه دا د:(( چطور ميتوانم بفهمم مردم چه ميگويند وقتي زبان آنهارانميدانم؟ )) خداوند او را نوازش كرد...
30 شهريور 1390

وقایع اتفاقیه!!!

چند روزي نتم قطع بود دنبالش بوديم كه adsl بگيريم اما بعدداز كلي دوندگي گفتن چون خط شما از دستگاه pcm استفاده شده نميشه   حالا مي خوام اتفاقات اين چند روز رو تند تند بنويسم   بييست و چهارم مرداد ماه تولد سه ماهگي دختر نازم   با خاله رضوان و ساره و مامان جون رفتيم دنبال ماهي قنات بگرديم    ما رفتيم دينر آباد سقانليق و قعلك و سوركان اون منطقه كه ماه رفتيم همه قنات ها خشك و كم آب بودن و ماهي نداشتن   بيست و نهم مرداد وقتي كه 3 ماه و 5 روزت بود براي اولين بار غلت زدي ما خونه مامان جون توي اتاق دايي بوديم و مامان جون و خاله رضوان هم اونجا بودن الاهي دورت بگردم بعد از اون روزي سه چهار بار ...
30 شهريور 1390
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به همچون ماه می باشد